X
تبلیغات
یادگارعشق

یادگارعشق

عشق هایمان را به یادگار بگزاریم...

امسال....

ღ ღ.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸ღ ღღ ღ.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸ღ ღ

این اولین عیدیه که نیستی کنارم
تحویل سال اوله تورو ندارم
وقتی صدای تو نمیرسه به گوشم
دیگه چه فرقی میکنه که چی بپوشم
نیستی و خاطراتت افتاده به جونم
فکر نکنم تا سال بعد زنده بمونم
یادم نمیره وقت رفتن چی تنت بود
اول قصمون چه وقت رفتنت بود
دلم واسه هیشکی بجز تو تنگ نمیشه
یه چیزایی یادم میمونه تا همیشه
فکر نکنم بدون تو دووم بیارم
خیلی چیزارو نمیشه به روم بیارم
بی تو چ فرقی میکنه سال چی باشه
چ فرقی میکنه دلم مال کی باشه
این عکسا پر نمیکنن جاتو برا من
خاطره هات ببین چیکار میکنه با من


+ نوشته شده در ساعت توسط مهساومریم |


پایان....

دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم :
می آید .....
می ماند ....
و به تنهائیم پایان میدهد
آمد .....
رفت ......
و به زندگی ام پایان داد
+ نوشته شده در ساعت توسط مهساومریم |


دل بیچاره......

زبان به دهان گرفته ام

اما سکوت..

چیزی از عشق

کم نمی کند!
دوستت دارم...
که اتفاق تازه ای

نیست!




+ نوشته شده در ساعت توسط مهساومریم |


عاشقتم.....بفهم...

میتــرســم…
کسـی بــوی ِ تنـت را بگیــرد
نغمــه ِ دلـت را بشنــود
و تو خــو بگیــری به مـــآنـدنـش!!!
چـه احســآس ِخـط خطــی و مبـهـمـ یسـت!
ایــن عــآشقــآنـه هــآی حســود مــن...

                           


                      گاهی
که دلم از زندگی سیر میشه
دلم میخواد
تا سقف آسمون پرواز کنم
و
روش دراز بکشم !!!
.
.
.
مثل ماهیِ حوضمون
که چند روزه
روی آب دراز کشیده . . .

+ نوشته شده در ساعت توسط مهساومریم |


تلافی...!

فکر تخریب من نباش !
به آخر که رسیدی
دست تکان بده
خودم فرو می ریزم …

+ نوشته شده در ساعت توسط مهساومریم |


کام مـــــــــــــــن...!

هـــْے لـَعنـَتــْے !


اونْ طـُوریــَـمـــ کـِـــﮧ تــُـو فـِکـــْر میکـَنــــْے نیـــسْت ،


شْایـــَد عـْاشِقــَـت بـــُـوבمـْــ روزےْ ،

ولــــْے بِبیــלּبـــْے تــُـو هــَــمـْــ زِنــבه امـْــ ،

هــّـم زنــْـבگے میکَنـــمــْــ ،


فَقـــْط گاهــْـے בر ایــــלּ میــْــاלּ ،


یــْـاבَت ،


زهــْــر میکنـــَـב بـِـــﮧ کامــَمـــ زنْدگـــــے را ،


هـّمیـــْـלּ . . .!

 

+ نوشته شده در ساعت توسط مهساومریم |


میان سیاهی هــــــــــــــــــــــــــــا....

زمان گذشت...

بدون توجه به چیزهای کوچکی که کم هم نبودند؛

چیزهای کوچکی که حداقل می توانستند تحمل زندگی را آسان تر کنند...

گاهی فرصت نبود،،،،گاهی حوصله...

و من خیلی دیر این را فهمیدم   

    خیلی دیر.......

هرچند که شاید هنوز هم پشت این همه سیاهی

کسی؛چیزی پیدا شود که نام مرا از یاد نبرده باشد....

 

+ نوشته شده در ساعت توسط مهساومریم |


آغوشت...

رد آرامشم را که بگیری ... خواهی دید ... 

  به هیچ آغوشی جز آغوش تو ختم نمی شود ...

  از این ناآرامی ها و آشوب های دلم ... خستم !

  آغوشی میخواهم قد تمام اضطراب هایم ...

 آرامشی میخواهم به اندازه ی تمام نا آرامی هایم ...

  در آغوش تو که باشم طوفان بعد از آرامش

   برایم معنا ندارد !!

   من اینجا در آغوش تو ... آرامش مطلق را تجربه کردم ...

+ نوشته شده در ساعت توسط مهساومریم |


نخند....!

 

یکی از فانتزیام اینه که :

توی بیمارستان،یه پرستار فوق العاده زیبا وجذاب

از اتاق عمل سریع میاد بیرون و داد میزنه: دکتر؟ دکتر؟بیمار داره از دست میره

من درحالی که لبخندی پرمعنا برلب دارم سرمو میندازم پایین و از توی کشو دستکشمو در میارم ...

پرستار بلندتر و با التماس میگه:

خانوم دکتر عجله کنید ،قلبش از حرکت ایستاده

من بازهم با لبخندی معنا دار دستکشارو دستم میکنم

ایندفعه همهءپرستارا ودکترا از اتاق میریزن بیرون و فریاد میزنن  دکتر خانوم دکتر بیمار داره میمیره

من که دسکشامو دستم کردم با خونسردی به چهرهءتک

تکشون نگاه میکنم و میگم:

خانوم دکتر طبقه بالا تشریف دارن

بعد سطل آبو با پام هول میدم جلو و همینجور که دارم زمینو تی میکشم

توی مه و غبار ناپدیدشم.

روانی هم خودتی!

 

منطق من ۳ حالت داره:


یا حق با منه

یا تو نمیفهمی حق با منه

یا اینقدر میزنمت که کاملا بفهمی حق با منه [نیشخند]

 

 

دقت کردین ناخن گیر تنها چیزیه که تا به امروز تکنولوژی روش اثر نذاشته؟




دقت کردین هرچی هدفونت گرون تر باشه، سیمش نازک تره؟



تا حالا دقت کردین چهره کسایی که تو صف دستشویی عمومی هستن چقدر جدیه ؟؟؟


دقت کردین؟!! میزان دوستی و محبت بین دو تا پسر از روی فحش هایی که بهم میدن کاملا مشخصه !! هـــــــر چی فحش ها رکیک تــــر ,رفاقت صمیمــی تــــر


حالا دقت کردین همیشه وقتایی که با یکی ، شریکی چیپس یا پفک می خوری .. هی توهم داری که در حقت اجحاف شده ..!


دقت کردین ده درصد آخر باتری گوشی چه با برکته !!


دقت کردین صبح که از خواب پا میشین تا دستشویی نرین هیچ کاری نمیتونین انجام بدین !

 

من هروقت خیلی خوشحال می‌شم وسطش یکم فک می‌کنم ببینم کجای کار می‌لنگه که من انقدر خوشحالم  اصولا باید یه ضدحالی باشه توش نمی‌شه همینجوری که !

 

خونه وقتی مامان نیست مثل کامپیوتر یه که به اینترنت وصل نیست!

 

وقتی میمیرید ، نمیفهمید که مرده اید

تحملش فقط برای دیگران سخت است

این مشابه زمانیست که بیشعور هستید ! 


 

انقدي كه تو كارای ما گره هست تو فرش شفقي تبريز نيست !

 

ﺑﻀﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﺭﮊﺍﯾﯽ ﻛﻪ ﻣﯿﺨﺮﻡ ﯾﻨﯽ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺭﻣﺰﺵ ﺳﺎﺩﻩ ﺳﺖ ﻛﻪ

ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﺣﺴﺮﺕ ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ ﻛﻪ ﭼﺮﺍ ﻗﺒﻼ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺶ ﻧﻜﺮﺩﻡ !

 

ﺗﺎﺯﮔﯿﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﯽ نمیشم

ﻓﮏ ﮐﻨﻢ ﺧﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﺮﺩﻩ !!!

+ نوشته شده در ساعت توسط مهساومریم |


؟؟؟؟؟

گهگاهی که دلم می گیرد با خودم می گویم به کجا باید رفت ؟

 به که باید پیوست ؟

به که باید دل بست ؟

به دیاری که پر از دیوار است !

 به امینی که امانت خوار است !

 یا به افسانه ی دوست ؟

گریه ام می گیرد ... ...

+ نوشته شده در ساعت توسط مهساومریم |


هیــــــــــــــــــــــــس...!

هیس دختر ها فریاد نمیزنند!
هیس دخترها بلند نمیخندند!
هیس دخترها حقی ندارند!
هیس دخترها باید آرام زندگی کنند!
هیس دخترها باید درد را تحمل کنند!

هیس دخترها باید بسوزندو بسازند!
هیس دخترها باید ظلم و حرف زور را قبول کنند!
"فقط به جرم دختر بودنشون!!"
هیس دخترها باید تحمل کنند و اعتراض نکنند
هیس دخترها حتی حق اینو ندارن که عکسشون روی اگهیه ترحیمشون چاپ بشه!
هیس دخترها باید آرام بمیرند!!

+ نوشته شده در ساعت توسط مهساومریم |


باور کن.......!!!

اینجا دختر که باشی

با باورهایت بازی می شود…

سر به زیر باشی و معصوم تو را محکوم می کنند به دهاتی بودن…

مدرن باشی و امروزی محکوم می شوی به بی خانواده بودن…

اینجا دختر که باشی

وقتی هیچ توجهی به پسر نکنی می گویند:بد شکست خورده است!!!

وقتی برای حرف پسر تره خرد می کنی و اهمیت قائل می شوی می گویند:

کارش همین است!!!

اینجا دختر که باشی

هوا تاریک نشده باید خانه باشی

پسر نیستی که نیمه شب هم بیایی بگویند:مرد شده…

دنبال یک لقمه نان حلال است!!!

اینجا دختر که باشی

بخواهی با دلیل و منطق حرف بزنی می گویند:بس است دیگر!

قدیم از دیوار صدا در می آمد…

از دختر نه!!!آخرالزمان شده…

پسر نیستی که بگویند دیگر می تواند گلیمش را از آب درآورد…

اینجا دختر که باشی

نهایت تفریحات سالم زندگی ات رفتن به سینماست با دوست قدیمی ات

پسر نیستی که آخر هفته با دوستان هوس شمال رفتن به سرت بزند…

اینجا دختر که باشی

زود ازدواج کنی می گویند:هول بود…می ترسید قحطی پسر شود!!!

دیر که ازدواج کنی می گویند:ترشیده بود!!!

پسر نیستی که زود ازدواج کنی بگویند:با خدا بود…می خواست به گناه نیوفتد…

و دیر ازدواج کنی بگویند:فهمیده بود!!!میخواست مرد شود بعد خانواده تشکیل دهد…

اینجا دختر که باشی

با باورهایت بازی می شود…

باور کن…


+ نوشته شده در ساعت توسط مهساومریم |


ما اینیم دیگه!

ميگن يه روز جبرئيل ميره پيش خدا گلايه ميکنه که: آخه خدا، اين چه وضعيه؟ ما يک عده ايرونی توی بهشت داريم که فکر ميکنن اومدن خونه باباشون! به جای ردای سفيد، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی ميخوان! بجای پابرهنه راه رفتن کفش نایک و آديداس درخواست ميکنن. هيچ کدومشون از بالهاشون استفاده نميکنن، ميگن بدون 'بنز' یا 'ب ام و' یا 'تویوتا لکسوز' جائی نميرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده... يکی از همين ها دو ماه پيش قرض گرفت و رفت ديگه ازش خبری نشد!

آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تميز ميکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و پسته و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی ديدم بعضيهاشون کاسبی هم ميکنن و حلقه های تقدس بالای سرشون رو به بقيه ميفروشن. چند تاشون کوپن جعلی بهشت درست کردن و به ساکنين بخت برگشته جهنم ميفروشن. چندتاشون دلالی باز کردن و معاملات املاک شمال بهشت ميکنن. يک سری شون حوری های بهشت را با تهديد آوردن خونه شون و اونارو "سرکار" گذاشتن و شيتيلي ميگيرن. بقيه حوری ها هم مرتب ميگن ما رو از ليست جيره ايرانيها بردار که پدرمونو درآوردن، اونقدر به ما برنج دادن که چاق شديم و از ريخت افتاديم.
اتحاديه غلمان ها امضاء جمع کرده که اعضا نميخوان به ديدن زنان ايرانی برن چون اونقدر آرايش کردن و اسپری مو و ماسک و موس و . . . به سرشون زدن که هاله تقدسشون اتصالی کرده و فيوزش سوخته در ضمن خانمهای ايرونی از غلمانها مهريه و نفقه ميخوان. بعضی از اونها هم رفتن تو کار آرایش بقیه و کاسبی راه انداختن: موهاشون رو هزار و یک رنگ میکنن، تتو میکنن، ناخن میکارن و از این جور قرتی بازیها
هفته پيش هم چند ميليون نفر تو چلوکبابی ايرانيها مسموم شدن و دوباره مردن. چند پزشک ايرونی هم بند کردن به حوری ها که الا و بلا بياييد دماغاتونو عمل کنيم، گونه بکاریم، ساکشن کنیم و از این کلک ها . . .

خدا ميگه: ای جبرئيل! ايرانيها هم مثل بقيه، آفریده های من هستند و بهشت به همه انسان ها تعلق داره. اينها هم که گفتی، خيلی بد نیست! برو يک زنگی به شيطون بزن تا بفهمی دردسر واقعی يعنی چی!!!

جبرئيل ميره زنگ ميزنه به جناب شيطان... دو سه بار ميره روی پيغام گير تا بالاخره شيطان نفس نفس زنان جواب ميده: جهنم، بخش ايرانيان بفرماييد؟

جبرئيل ميگه: آقا مثل اینکه خيلی سرت شلوغه؟

شيطان آهی ميکشه و ميگه: نگو که دلم خونه... اين ايرونيها اشک منو در آوردن به خدا! ميخوام خودمو بازنشست کنم. شب و روز برام نگذاشتن! تا صورتم رو ميکنم اين طرف، اون طرف يه آتيشی به پا ميکنن!

تا دو ماه پيش که اينجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتيش بازی!... حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت ميگم نکن!!!

جبرئيل جان، من برم .... اينها دارن آتيش جهنم رو خاموش ميکنن که جاش کولر گازی نصب کنن...

يک عده شون بازار سياه مواد سوختی بخصوص بنزين راه انداختن.

چند تا پزشک ايرونی در جهنم بيمارستان سوانح سوختگی باز کردن و براش تبليغ ميکنن و اين شديدا ممنوعه.

چندتاشون دفتر ويزای مهاجرت به بهشت باز کردن و ارواح مردمو خر ميکنن. بليت جعلی يکطرفه بهشت هم ميفروشن.

يک سری شون وکيل شدن و تبليغ ميکنن که ميتونن پيش نکير و منکر برای جهنمی ها تقاضای تجديد نظر بدن.

چند تاشون که روی زمين مهندس بودن ميگن پل صراط ايراد فنی داشته که اونا افتادن تو جهنم. دارن امضا جمع ميکنن که پل بايد پهن تر بشه.

چند هزار تاشون هم هر روز زنگ ميزنن به 118 جهنم و تلفن و آدرس سفارتهای کانادا و آمريکا رو ميپرسن چون ميخوان مهاجرت کنن.

هر روز هزاران ايرونی زنگ ميزنن به اطلاعات و تلفن آتش نشانی و اورژانس جهنم رو ميخوان.

الان مراجعه داشتم ميگفت ما کاغذ نسوز ميخواهيم که روزنامه اپوزيسيون بيرون بديم.

ببخش! من برم، بعدا صحبت ميکنيم... چند تا ايرونی دارن کوپون جعلی کولر گازی و يخچال ميفروشن... برم يه چماقی بچرخونم.

+ نوشته شده در ساعت توسط مهساومریم |


به افتخار خودمون!!!!!

قدیما دخترا جرعت نداشتن جلو پدراشون بدون چادر برن ولی حالا ....

سال 1230
مرد: دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمی شم...
زن: آقا حالا یه غلطی کرد ، شما بگذر.نامحرم که خونمون نبوده. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده...
مرد: بلند خندیده؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. نخیر نمی شه باید بکشمش...
-- بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه


سال 1280
مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی. تو غلط می کنی. تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟
زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها! شکر خورد. دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده...
مرد( با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدونه درد می کشمت...
-- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه
سال1330
مرد: چی؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ بوکونی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کونم...
زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ...
مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم. یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کونی...
-- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه

سال1380
مرد: کجا؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون مث جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت. من... تو رو... می کشم...
زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا).
مرد: من... اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شلوارو پائین تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره...


سال1400
دختر به بابا .دارم بهت می گم ماشین بی ماشین. همین که گفتم. من با الکس قرار دارم ماشینم می خوام. میخوای بری بیرون پیاده برو...
باباه:جیکش در نمی یاد...
زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی. باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه...
-- بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو می بخشه…

+ نوشته شده در ساعت توسط مهساومریم |


اینجا...

روسـَريـت رآ בرسـت بـبـَنـב ...

لـبآسـهآيـَت پـوشـيـבه بآشـَב ...

آرآيـِش نـَكـن ...

حـَتـے اگـہ رآه בآره زيـبآ هـَم نـَبآش ...

בخـتـَرَك پـنـهـآن كـن خـويـش رآ ...

اينـجآ ايـرآن اسـت ...

... בَر בآنـشگـآه هـزآرآن خـوآسـتـگآر בآري

ولـے تـَنـهآ خـوآسـتـآر يـكـ شـَبـَنـב ...

בَر خـيآبـآن هـزآرآن رآنـَنـבه شـَخـصـے בآرے ...

امـآ مـَقـصـَב هـَمـہ مـَكآن خـآليـسـت و

بـَس ...

كـَمـے كـہ فـكـر كـنـے ... لـَرزه بـَر تـَنـَت ميـنـشيـنـَב ...

בخـتـَرَك ايـن جـآ چـشـم هآ گـرسـنـہ تـَر از مـعـבه هآسـت .

سيـرآب شـבن چـشـم هآخيـآلـے بآطل اسـت ...

از בيـב مـَرבم اينـجآ ... اگـَر زشـت بآشـے هـَرزه اے ...

اگـَر زيـبآ بآشـے فـآحـشــہ ...

اگـَر اجـتـمآعـے بـَرخـورב كـنـے ميـگويـَنـב خـَرآب اسـت ...

اگـَر سـَرב بآشـے ميـگويـَنـב قـيـمـَتـَش بآلآسـت ...

בخـتـَرَك ايـن جـآ زَن بـوבَن בل شـيـر مـے خـوآهـَב ...

ايـن جـآ بآيـَב مـَرב بآشـے تـآ

بـخـوآهـے زَن بآشـے ...

+ نوشته شده در ساعت توسط مهساومریم |